صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
118
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
درآمدن سلطان اعظم ، معز الدنيا و الدين ، ملك الاسلام و المسلمين ، عماد آل سلجوق ، ابو الحارث سنجر بن ملكشاه ، يمين امير المؤمنين ، از خراسان به عراق و فيروزى و بخشايش او بدانهنگام كه سلطان غياث الدين محمد طبر بمرد ، سلطان اعظم معز الدين سنجر پاى به خراسان استوار كرده ، مملكتى توانمند داشت و بختى مؤيّد ، كه پيش از اين ، خراسان به روزگار پدرش ، سلطان ملكشاه ، آسوده بود و امن . پس از مرگ سلطان ملكشاه اختلاف افتاد كه آيا فرزند بزرگ وى ، سلطان بركيارق ، را مقدّم دارند يا محمود را ، و در ميان ايشان به عراق جنگى رفت كه پيشتر از آن سخن گفتيم . اين زمان ، ملك ارسلان ارغون بن الب ارسلان - كه پيشتر از او ياد كردهايم - نواحى همدان و ساوه را از سوى برادرش ، سلطان ملكشاه ، به هفتهزار دينار به اقطاع داشت . او فرصت را غنيمت شمرد و نيروى خويش گرد كرد و از اينكه برادرزادگانش سرگرم يكديگرند و سپاه در ميانهء خويش قسمت كردهاند ، بهره برد و روبه راه نيشابور نهاد و از نيشابوريان خواست تا شهر به دو وانهند ، كه ايشان از اين كار تن زدند . پس از آن به مرو رفت و با مرو پيكار كرد ، كه داروغهء مرو ، امير قودن ، با او همراه شد و شهر به دو سپرد . بدينسان مملكتش تا بلخ و ترمذ گسترش يافت و همزمان با سلطنت يافتن سلطان بركيارق خراسان يكسره آن او شد . پس از آن ، سلطان ارسلان ارغون به سلطان بركيارق نامه كرد كه من مملكت نيايم ملك داود را گرفتهام و بدان قانعم ؛ افزون بر آن نخواهم و بر غير آن دست نيندازم ، و به كارى درنيايم مگر آنچه تو بدان فرمايى . سلطان بركيارق وانمود كرد كه اين پذيرفته است ، و سپس راى ديگر كرد و عمّ ديگرش ، ملك بورىبرس ، را به شاهى به خراسان فرستاد و امير مسعود بن ماجر و امير خراسان ، التونتاش ، را با وى همراه كرد . بورىبرس به حدود خراسان رسيد و سپاهيان خراسان بر وى گردآمدند ، اما در اين ميانه التونتاش از مسعود نگران شد و او را و فرزندش را به ناگاه بكشت و اينسان بر دسيسهء بورىبرس چيره آمد . بورىبرس ، عماد الملك ابو القاسم بن نظام الملك را به وزارت برداشت و پس از آن با برادرش ، ملك ارسلان ارغون ، مصاف داد و بر او شكست آورد . ملك ارسلان ارغون به بلخ گريخت و بورىبرس شهر مرو و بيشتر خراسان را بگرفت . ارسلان ارغون هم قبايلى از تركمانان فراهم آورد و سپاهيانى نيز بر او گردآمدند . آنگاه بر در مرو فرود آمد و آن را در حصار گرفت و به جبر از آن خويش كرد . باروى شهر را هم ويران كرد و بيشتر مردمش بكشت .